تمنای تبسم

تمنّای تبسّم

تمام دلخوشی ام لحظه ای تبسّم بود

که بر لبان قشنگ و ملیح تو گم بود

تمام دارو ندارم ، خیال آغوشت

تصّوری که به دنبال آن توهّم بود

تو خوشه خوشه فریبی ، تو دانه دانه هوس

بهشت پیکر تو ، غرق سیب و گندم بود

تو موج عشقی و من موج سرکش آشوب

چه می شد آه ، اگر بینمان تلاطم بود؟

مرا بگیرو بسوزان ، مرا بگیرو ببوس

که دل و هُرم نگاهت ، حریق و هیزم بود

و کاش لحظۀ آخر، زمان تلخ وداع

به جای سنگ دلت ، اندکی ترحّم بود

بتاب بر من و بر شام تا ر مهمان شو

شبی که مست تمنّای یک تبسّم بود

این غزل زیبا تقدیم به شما دوستان عزیز

غزلسرا: بهزاد علی پور آزادی

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
سهیلا

مرسی خیلی لذت بردم [تایید]

هدایت

سلام. ببخشید شما ایمیل آقای بهزاد علی پور آزادی را دارید ؟

مهدی

فوق العاده بود و تبریک میکم به این ترانه زیبایتان اسمتون را بارها شنیدم و امیدوارم کارهاتون رو هم بشنوم