انتظار

انتظار

چشمانم روزهای انتظار را ورق می زند

به شب می رساند و بر هم می نهد.

دستانم آن را بخش می کند...

ان  ت  ظار

و لبان لرزانم ، آن را حجی می کند...

ا  ن  ت  ظ  ا  ر

و ناگاه جملاتی در ذهنم تداعی می شود...

 الف _ از زندگی خسته ام

 اما...

ن _ نباید نا امید شوم ،

 زیرا

ت _ تو را در افقهای رو به رو می بینم و

ظ _ ظالمانه است که به تو نیندیشم.

 پس ...

الف _ انتظار را دوست دارم

زیرا...

ر _ رسیدن به تو نهایت آرزوست

چه شیرین است انتظار تو

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
jahanitabar

سلام وبلاگتون خيلي خوب و کامله لطفا از سايت من هم ديدن کنيد با تشکر www.jahanbook.ir - www.jahanhost.info - www.do4me.net

ایمان

سلام شعر بسیار زیبایی بود.[دست] ا ن ت ظ ا ر .

سهیلا ناصری

آفرین تعبیر قشنگی بود