وادی غم

وادی غم

 

دیگر از شوق نگویم سخنی

دیگر از عشق نسازم شعری

آه...

دیگر نکنم شکوه عشق تو به دل

و از آن گردش مستانۀ چشمت

نکنم یاد دگر

ندهم گیسوی خود

بر نفس باد دگر

دیگر از گردش این چرخ کبود

دیگر از ماه نمی گویم باز

و دگر خنده به دنیا نزنم با صد ناز

با گل و نسترن و باغ

نمی گویم راز

نکنم یاد ز قلبی که به دام تو در افتاد دگر

نکنم این دل غمدیدۀ خود شاد دگر

که تو رفتی و در این خانه

به جز غصّه نماند

و دگر هیچ کسی عشق مرا

در نگه مست و خراب تو نخواند

هیچ کس جز تو مرا

به وادی غم وکشاند

21/5/80

 

 

/ 12 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سبحان

سلام ممنونم که با تمام گرفتاریتون بازم به من سر میزنید[گل] انشالا به زودی کتابتون منتشر میشه و منم قول میدم کلی تو اداره و فامیل واستون تبلیغ کنم چون مطمئنم همه از خوندن کتابتون لذت میبرن[لبخند] پیام آشنائی مهربانیست / دل بی مهر را دانی بها نیست فقط دانم که انسانهای عاشق / هم از غم های عالم رها نیست . . .

دلاور

سركار خانم ناصري اشعارت قشنگند ولي دلتنگي مياره/ موفق باشي

دانیال

به پاس ادب سلام..... و سپاس فراوان از حضورتون در کلبه ی سکوتم..... شعر هاتون فوق العادست.... واقعا" لذت بردم....[لبخند] گل برای گل... [گل]

مهشــــــــــــــید

سلام لیلا جان خوبی عزیزم[ماچ][قلب][گل]

مهشــــــــــــــید

لیلا جان من مهشیدم دوست صبا که به وبلاگش اومدی[ناراحت]

مهشــــــــــــــید

لیلا عزیزم وقتی کامنتت رو خوندم خیلی بیشتر از اونکه فکر کنی متاثر شدممممممممممممم[نگران][ناراحت]

مهشــــــــــــــید

میدونی لیلا منم مامانمو از دست دادم....... سالهاست که میسوزم ...ودیوونه باباممم ....بابای من خدای دوم منه میپرستمش[قلب]

مهشــــــــــــــید

تصور اینکه بتونم حتی یک ثانیه بدون اون زندگی کنم دیوونه ام میکنه..... میدونی لیلا جان من ازدواج کردم با پسر داییم.... مدت دوماهه عید غدیر امسال.... بهش گفتم تنها مردی که تو زندگیمون رغیبش وهرگز نمیتونه بهش برتری داشته باشه بابامه[قلب]

مهشــــــــــــــید

عزیز دلم فقط از خدا برات صبر آرزو میکنم صبری عظیم ......[گل] برات بهترینها رو در زندگی آرزومندم نازنین وتشکر میکنم از حضورت [گل] آدرس وبلاگ خودمم گذاشتم خوشحال میشم سر بزنی[ماچ][قلب][گل]

آمی

وای چقدر قشنگ بود مرسی .[بغل]