تقدیم به آستان ملکوتی پدرم

 ناراحتپدر

هفت سال از پرکشیدنت میگذرد و

داغ رفتنت همچنان قلبمان را میسوزاند. اشک که پایانی نداردوغم همواره یارو همراه است.ناراحتدل شکستهگریه

 

 پدر این زهر چه بود که به کامم کردی    

سهم ارثم غم بود که به نامم کردی 

تو که می دانستی، بی تو من میمیرم 

بی تو تنها بودن میشود تقدیرم 

تو که اشک غم را در دو چشمم دیدی   

 تو که با خنده من خوب  می خندیدی 

تو که دیدی بی تو، مثل باغی زردم

تو که می دانستی هم چو بهمن سردم

تو که باور کردی ، رنج بی مادری ام

تو که می دیدی من ،غرق غم پروری ام

چونکه من خسته ز راه، می رسیدم بر تو

می نهادم با عشق ، سرخود بر سرتو

قلبم از دیدارت ،درخودش می لرزید

آن مسیحا دم تو، به جهان می ارزید

تو چه کردی با من ای پدر ای امید

پر کشیدی بی من سوی شهر خورشید 

تو دلم را بردی ، به زمستان دادی

تو به خوشبختی من زود  پایان دادی

تو برایم بودی هم پدر، هم مادر

و من این را با تو ، کرده بودم  باور

بعد تو دیده من ، شعر باران می خواند

تا سحر قطره اشک در دو چشمم می ماند

توی تاریکی شب ، چهره ات پیدا بود

مثل نوری روشن ، در دل  شبها بود

پدر اینجا سرد است ، زندگی پردرد است

رنج بی بابایی ، طاقتم را برد است 

ای پدر ای امید ، ای رها از فریاد

ریشه ام سوزاندی ، خانه ات باد آباد 

راست می گفتی تو ، توی دست تقدیر

میشوم بعد از تو ، دست و پا در زنجیر

تو بیا در حقم باز هم کن پدری

تا که پایان گیرد ، اینهمه دربدری

ای پدر میدانی که یتیمی سخت است

دختر تنهایت ،بی گمان بدبخت است

 هیچ کس اینجا نیست ، تو بیا کاری کن

تک و تنها ماندم ، تو مرا یاری کن

سروده ای در سوگ پدر از خواهرم

                                  سهیلا

/ 36 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبستان

سلام ممنون از حضور گرمت و خیلی ممنون که بهم امیدواری میدی شیطون دیگه بعضی وقتا گولم میزنه بعدشم تو باید دست منو بگیری اخه تازه دارم تاتی تاتی میکنم[لبخند] از شعر قشنگی هم که هدیه کردی واقعا ممنون[لبخند]

میثم

سلام زنده باد کوروش

امید ج

غم این خفته چند خواب بر چشم ترم میشکند .می تراود مهتاب لیلا جان جدا از رفتن پدر ومادر. بی اندازه متاثرم .صبور باش و استوار وخدا را در تنهایی هایت صدا کن . واز او مدد جو ومحبش را .داداشی

مجنون

سلام ليلاي خوب شما دنياي احساسي من هم 26 ساله كه پدرم ... پركشيده و ندونست كه پر پرواز منو با خودش برد [گل]

ஜ نازنین ஜ--••*´فریاد عشق`*••--

---••*´NAZANIN`*••--- ساز عشق---••*´NAZANIN`*••--- امواج صدایت ساز عشق را زمزمه می کند. [گل] .♥.•'´[گل]¤¯`°•.¸ **¤>فریاد عشق »¤** ¸.•°´¯¤[گل] .♥.•'´[گل] .♥.•'´[گل] [گل]ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ســــــــــلام خوبی؟[گل] [گل]ــــــــــــــــــ وبــــلاگ فریـــــاد عشـــــــق بـــه روز شـــــد[گل] [گل]ــــــــــــــــــــــــــــ منتــــظر حضــــور پـــرمهرتــــم[گل] [گل] .♥.•'´[گل]¤¯`°•.¸ **¤>فریاد عشق »¤** ¸.•°´¯¤[گل] .♥.•'´[گل] .♥.•'´[گل]

آسمان آبی

با غم و افسوس فراوان منو هم در غم پدر عزیز شریک بدونید.[ناراحت] واسه خانوادتون صبر جمیل آرزو میکنم. سلامت و مانا و شکیبا باشید.

آسمان آبی

زخمیه این تن من از غم تو روح من خسته شد از رفتن تو گر که بیدارم گو خوابم کنند یا اگر خوابم گو خاکم کنند تاب من با دم و بیداری نیست صبر بر موت پدر صبری نیست زخمۀ صاعقه ها بر جانست سیل بنیان کن غم بر کاهست گو ای جان من از تن برخیز یا بمیرم یا پدر تو برخیز اینم از طرف من، تقدیم به شما دوست عزیزم.

آرتمیس

سلام مامان خاله جون ، حالتون چطوره . ببخشید که دیر به دیر بهتون سر میزنم آخه نمیدونی هر شب چه عذابی میکشم تا مامان سلی رو بخوابونم[چشمک] و بتونم بیام به شما سر بزنم و از اونجایی که آخرماجرا کم میارم و مجبور میشم خودم بخوابم [عصبانی]دیگه شرمنده گل روی شما میشم. [زبان]دلم واستون تنگ شده [ناراحت]مواظب خودتون باشید[لبخند] مامان خاله جون مرسی که شعر مامان سلی منو گذاشتین تو وبلاگ قشنگتون[ماچ][قلب]بای بای دیگه باید برم لالا[افسوس]

اسفندیارپور

سلام و درود فراوان وبلاگ زیبایی دارید تبریک میگم از سروده هاتون لذت بردم،خوشحال می شوم به من هم سر بزنید

روژین

سلام نوشته تو خوندم خوب بود خوشحال میشم به من سربزنی