یک ذره دل

یک ذره دل

سینه ام را می شکافم

قلب خود را ، از میان سینه بیرون می کنم

تا دگر عاشق نباشد

تا دگر از عشق و مستی

دور باشد .

تا دگر از درد تنهایی ننالد .

روی چشمان دل خود ،

پرده ای تاریک از شب می کشم

تا

دیگر هرگز روی عشقی را نبیند

کور باشد .

عشق دردی بود در قلبم ، که

سوزانیدم از پنهان

و جانم را به درد آورد و

تنها از وجودم

ذره ای دل ماند و بس ، اما ...

همین یک ذره دل را هم

نمی خواهم .

نمی خواهم که این یک ذره

باقیماندۀ دل را

میان آتش هجران بسوزانم .

نمی خواهم ، نمی خواهم

که بر خاکستر قلبم

به سوگ روزهای رفته بر باد جوانی

از دو دیده خون فرو ریزم ...

که من خشکیده برگی زرد ، در دستان پاییزم

 

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
دلاور

همتبار عزیز سرکار خانم ناصری باسلام کارت بسیار زیباست.به احتمال زیاد علاوه بر همتبار بودن خویشاوند هم باشیم..

ایمان

سلام شعر قشنگی بود. بی صبرانه منتظر کتابتون میمونم.[گل]

دلاور

سرکار خانم ناصری با درود برشما.بند بدلیل مشغله زیاد مدتی است که در وبلاگم تغیراتی نداده ام ولی به وبلاگ همتباران سر می زنم وبلاگ شما خیلی قشنگه.انشاالله موفق باشی.

حسین عبدالهی پبدنی بختیاری

درود به شما خواهران گرامی دقیقا نزدیکی نوشتار اسامی محترم شما بنده را به اشتباه انداخت که از این بابت عذر خواهی می کنم . از طریق میل بنده اگر بفرستید راحت تر است . اما آدرس را هم ذکر می کنم . اصفهان - خ امام خمینی - شهرک کوثر . کوچه فدک - پلاک 110 - ص پ 81958-47864 منزل شخصی حسین عبدالهی شخصیت ادبی و اجتماعی شما سرکار خانم سهیلا ناصری و سرکار خانم لیلا ناصری پبدنی برای بنده موجب مباهات و سربلندی است . به برادران بزرگوار نیز سلام برسانید .پیروز باشید

سهیلا

خوشمان آمد از شعر گفتنت [دست]

حسین عبدالهی پبدنی بختیاری

با درود به شما سهیلا خانم لطف کرده و عکس شادروان و شعر را برایم ارسال فرمودند . عکس برادر فقیدم و شعر زیبای سهیلا خانم را گذاشتم . برای شما سلامتی و موفقیت و برای روح بزرگ و بلند شادروان شادی خواستارم . به سهیلا خانم اطلاع داده و به ایشان و خانواده محترم سلام بنده را نیز ابلاغ فرمایید. زنده و پاینده باشید